جستجو

 

چنگیزخان مغول و شاهین پرنده (داستان)

چهارشنبه 10 اسفند 1390   02:36 ب.ظ

چنگیزخان مغول و شاهین پرنده (داستان)

یک روز صبح، چنگیزخان مغول و درباریانش برای شکار بیرون رفتند. همراهانش تیرو کمانشان را برداشتند و چنگیزخان شاهین محبوبش را روی ساعدش نشاند. شاهین از هر پیکانی دقیق تر و بهتر بود، چرا که می توانست در آسمان بالا برود و آنچه را ببیند که انسان نمی دید.
آن روز با وجود تمام شور و هیجان گروه، شکاری نکردند. چنگیزخان مایوس به اردو برگشت، اما برای آنکه ناکامی اش باعث تضعیف روحیه ی همراهانش نشود، از گروه جدا شد و تصمیم گرفت تنها قدم بزند.
بیشتر از حد در جنگل مانده بودند و نزدیک بود خان از خستگی و تشنگی از پا در بیاید. گرمای تابستان تمام جویبارها را خشکانده بود و آبی پیدا نمی کرد، تا اینکه رگه ی آبی دید که از روی سنگی جاری بود. خان شاهین را از روی بازویش بر زمین گذاشت و ظرف نقره ی کوچکش را که همیشه همراهش بود، برداشت. پرشدن ظرف مدت زیادی طول کشید، اما وقتی می خواست آن را به لبش نزدیک کند، شاهین بال زد و جام را از دست او بیرون انداخت.
چنگیز خان خشمگین شد، اما شاهین حیوان محبوبش بود، شاید او هم تشنه اش بود. جام را برداشت، خاک را از آن زدود و دوباره پر کرد.
اما جام تا نیمه پر نشده بود که شاهین دوباره آن را پرت کرد و آبش را بیرون ریخت. چنگیزخان حیوانش را دوست داشت، اما می دانست نباید بگذارد کسی به هیچ شکلی به او بی احترامی کند، چرا که اگر کسی از دور این صحنه را می دید، بعد به سربازانش می گفت که فاتح کبیر نمی تواند یک پرنده ی ساده را مهار کند.
این بار شمشیر از غلاف بیرون کشید، جام را برداشت و شروع کرد به پر کردن آن. یک چشمش را به آب دوخته بود و دیگری را به شاهین. همین که جام پر شد و می خواست آن را بنوشد، شاهین دوباره بال زد و به طرف او حمله آورد. چنگیزخان با یک ضربه ی دقیق سینه ی شاهین را شکافت.
ولی دیگرجریان آب خشک شده بود. چنگیزخان که مصمم بود به هر شکلی آب را بنوشد، از صخره بالا رفت تا سرچشمه را پیدا کند. اما در کمال تعجب متوجه شد که آن بالا برکه ی آب کوچکی است و وسط آن، یکی از سمی ترین مارهای منطقه مرده است. اگر از آب خورده بود، دیگر در میان زندگان نبود. خان شاهین مرده اش را در آغوش گرفت و به اردوگاه برگشت. دستور داد مجسمه ی زرینی از این پرنده بسازند و روی یکی از بال هایش حک کنند:
یک دوست، حتی وقتی کاری می کند که دوست ندارید، هنوز دوست شماست.
و بر بال دیگرش نوشتند:
هر عمل از روی خشم، محکوم به شکست است.


نوشته شده توسط : بهنام محمدی

چرا کودکان حسادت می کنند؟

چهارشنبه 26 بهمن 1390   12:59 ب.ظ

چرا کودکان حسادت می کنند؟

ورود نوزاد دوم در خانواده برای کودک یک بحران بزرگ را به وجود می آورد. او که تا آن زمان مورد توجه والدین بوده است با آمدن نوزادی دیگر موقعیتش را در خطر می بیند، این وظیفه والدین است که با رفتارهای مناسب خود محیط را برای او آرام نگاه دارند و با محبتشان وضعیت کودک را متعادلتر کنند.
یکی از شایعترین واکنش هایی که اغلب کودکان موقع بروز عامل رقابت از خود نشان می دهند حسادت است. شناخت و درمان این نوع واکنش ها در کودکان حایز اهمیت است زیرا این حالت علاوه بر ایجاد عصبانیت، تنفر و احساس خود کم بینی، باعث می شود که در سنین بالاتر شخص به علت این اخلاق ناپسند در محیط و اجتماع تنها بماند.
حسادت غالباً با ترس درونی و خشم توأم است اکثر قریب به اتفاق پژوهشگران عقیده دارند که حسادت در دختران بیشتر از پسران است.
بچه ها در اثر اینکه بیشتر یا کمتر مورد توجه والدین خویش قرار می گیرند در خانه نسبت به هم حسادت می ورزند وقتی بچه ای متولد می شود خواهران یا برادران بزرگتر او از این جهت که محبت مادر متوجه نوزاد می شود ناراحت می شوند و نسبت به او حسادت می ورزند قبل از ورود به مدرسه بچه ها حسادت خود را نسبت به کودک کوچکتر از خود به صورت کتک زدن او ظاهر می سازند، گاهی حضور او را در خانه ندیده می گیرند و وجود او را انکار می کنند گاهی اوقات حسادت خود را به صورت تغییر رفتار خود نشان می دهند. مثلاً رختخواب خود را تر می کند و یا به مکیدن شست خود مبادرت می ورزد و گاهی اوقات از خوردن غذا خودداری می کند و یا از برخورد با اشیاء ترس نشان می دهند هدف بچه ها از اجرای این گونه اعمال، جلب توجه مادر و منحصر نمودن علاقه و محبت او نسبت به خویشتن است در حقیقت آنها از این وسیله دفاعی برای برخورد با موقعیت نامطلوب استفاده می کنند.
حسادت در میان بچه ها در سال های سوم و چهارم زندگی بیش از سایر اوقات است آزمایش ها نشان داده که از هر ۳ بچه حدود ۲ نفر آنها دختر هستند، بچه های باهوشتر بیشتر از بچه های کم هوش حسادت می ورزند بچه هائی که اختلاف سنی آنها از یک سال و نیم تا سه و نیم باشد بیشتر حسود هستند. بچه های اول معمولاً بیشتر از بچه های دیگر حسادت می ورزند زیرا آنها مدت ها گل سرسبد خانواده محسوب می شوند و علاقه و محبت های افراد خانواده متوجه آنها بوده است.
اگر مادر بچه های خود را بیش از حد مورد توجه قرار ندهد بچه ها کمتر به هم حسادت می کنند.
یکی از عوامل موثر در پیدایش حسادت عدم اتخاذ یک روش در تنبیه و تشویق بچه ها است.
اگر ذهن بچه های بزرگتر را برای تولد نوزاد آماده کنند کمتر نسبت به نوزاد حسادت می ورزند گاهی بچه ها نسبت به اعضاء خانواده یا افرادی که مانع مصاحبت مادر با ایشان می شوند حسادت می کنند. به تدریج که بچه از محیط خانواده دور می شود و با افراد بیشتری ارتباط پیدا می کند، حسادت او نسبت به برادران و خواهران خود کم می شود.
پس از ورود به مدرسه و شرکت در کلاس حسادت بچه ها نسبت به افراد همسن و همکلاسی ظاهر می شود معمولاً شاگردانی که توجه معلم را به خود جلب می کنند و در دروس و یا ورزش و اموراجتماعی بیشتر از دیگران فعالیت می نمایند مورد حسادت افراد همسن و یا همکلاسی خود واقع می شوند.
حسادت بچه ها در انتقاد از کارهای یکدیگر، در جر و بحث، مزاحمت، مسخره کردن، آزار رسانیدن و تحریک افراد به ضد یکدیگر ظاهر می شود در بسیاری از موارد بچه ها حسادت خود را به صورت طعنه زدن، بی اعتنایی، خیالبافی دروغ و تقلب ظاهر می سازند. محیط خانه و مدرسه نباید رقابت و هم چشمی را تشویق کند زیرا رقابت باعث پیدایش حسادت می شود ایجاد روح همکاری در میان بچه ها و شرکت دادن آنها در بحث و مناظره منطقی مانع پیدایش حسادت در میان ایشان خواهد شد.
قابل ذکر است که والدین در بروز شدت یا کاهش حسادت و رقابت بین کودکان خود نقش مهمی به عهده دارند والدین باید حسادت کودکان خود را بپذیرند و کوشش کنند که با محبت و صرف وقت حسادت کودک خود را کاهش دهند.
اولین وظیفه ای که والدین برای رفع و درمان حسادت در کودک بر عهده دارند پیدا کردن علت حسادت است.
● چه عواملی موجب بروز حسادت می شود؟
۱) تولد کودک دوم
فرزندان اول خانواده از فرزندان دیگر بیشتر به حسادت مبتلا می شوند زیرا قبل از تولد کودک دوم او محبوب دل خانواده و اقوام بوده ولی با حضور بچه دوم همه چیزها بین آنها تقسیم می شود. که این کار برای او خوشایند نیست. خصوصاً اگر در سن ۲ تا ۵ سالگی باشد توصیه ای که به والدین می شود این است که قبل از تولد فرزند دوم تمام مسائل را برای بچه اول توضیح دهند و اثرات مثبت برادر و خواهر داشتن و اثرات منفی تنهایی را برایش بیان نمایند. از طرف دیگر بعد از تولد فرزند دوم این مسئله را رعایت کنند که تمام حواس ها و ذهن ها عطف به بچه دوم نشود و در تمام کارها از بچه اول کمک گرفته و آن را در بزرگ کردن بچه دخیل نمایند.
اهمیت دادن به کودک و نظرخواهی از او این احساس را در کودک به وجود می آورد که هنوز برای خانواده اش عزیز و محترم است و احساس بزرگی می کند.
۲) مقایسه میان فرزندان
هر فردی دارای قابلیت ها و توانایی های ویژه خود است. یک کودک ممکن است در زمینه های خاصی پیشرفت چشمگیری داشته باشد کودکی دیگر در آن حد استعداد شکوفایی از خود نشان دهد. ولی این مسئله نباید باعث تضعیف کودک دوم شود.
اگر دوست دارید فرزند شما بیشتر تلاش کند و یا آداب و رسوم معاشرتی را بهتر رعایت کند بهتر است از راه تشویق اقدام به این کار کنید نه سرزنش و مقایسه او با دیگران. در غیر این صورت حس خشم و حسادت را در کودک به وجود می آورید.


نوشته شده توسط : بهنام محمدی